فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
198
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ديگر رسيديم با شيبى بسيار تند و عمودى بطوريكه دشت كه بين دو پرتگاه واقع شده بود همچون گودالى بزرگ و عميق مىنمود كه در قلهء كوهى قرار گرفته باشد . در قلهء كوه و جائى كاملا سراشيب از اين صخره ، ديهى كوچك و دژ مانند ساخته بودند كه موقعى بسيار محكم و خانههائى چند طبقه داشت با بىنهايت پنجرههاى كوچك كه از دور همچون آشيانهء گنجشك يا لانهء حيوانات وحشى به نظر مىآمد . پس از عبور از دره و رودخانهء كوچكى كه انتهاى دشت را آبيارى مىكرد ، بالا رفتن از شيبى بسيار خشك و خشن را كه دژ يا ده در آن ساخته شده بود آغاز كرديم و براى ورود بدان صخره را در جهت شمال دور زديم . آنچه در اين ده جلبنظر مىكرد ارتفاع زياد ساختمانها و پهناى ديوارها و پنجرههاى كوچكى بود كه هنگام لزوم مىتوانستند از آنها به عنوان منفذ براى شليك توپ استفاده كنند . خانهها انباشته از زن و بچه بود . رنگ پوست اهالى اين ده از مردم ديگر جاهائى كه تا آن زمان ديده بوديم سفيدتر بود . بوسيلهء پل متحرك بسيار تنگى كه جانپناهى هم نداشت و روى خندقى بسيار عميق ساخته شده بود كه از روى پل همچون گردابى به نظر مىآمد ، وارد ده يا دژ شديم . روز گذشته اسب يك ايرانى كه همراه برخى نوكرهاى سفير براى انتخاب مسكن به ده رفته بود ، در اين گودال افتاده بود . عاليجناب اين شب را در اين ده بسيار بد گذرانيد زيرا جا تنگ و مردم بسيار فقير بودند . روز شانزدهم هفت فرسنگ راه پيموده به دهكدهاى كوچك و نامعمور رسيديم بسيار بينواتر از دهكدهء پيشين بطورىكه به نام بردنش نمىارزد . پس از طى چهار فرسنگ ديگر به كاروانسرائى بسيار بزرگ و محكم رسيديم كه بتازگى از سنگ تراش ساخته شده بود و در چهار گوشهء آن چهار برج بزرگ تعبيه كرده بودند . با ديدن منظرهء بيرونى آن حدس زديم كه بزرگترين و راحتترين كاروانسرائى است كه تا آن زمان ديده يا پس از آن خواهيم ديد . اين كاروانسرا نيز به خرج اللهورديخان ساخته شده بود . روبروى